شنبه12152018

Last updateیکشنبه, 16 فوریه 2014 6pm

Back برگه نخست دانــشــکـده مبانی اقتصاد درس اول مبانی اقتصاد - اقتصاد چیست؟

درس اول مبانی اقتصاد - اقتصاد چیست؟

 

درس اول مبانی اقتصاد - اقتصاد چیست؟

از شرکت در این دروس مبانی و کوتاه چه سودی می برید؟

به  دوره مقدماتی «مبانی علم اقتصاد» خوش آمدید. چرا باید در این دوره شرکت کرد؟ پس از فراگرفتن دروس مبانی چه چیز نصیب شما خواهد شد؟

این سوالاتی است که حتما از خود می پرسید یا باید از خود بپرسید. خب بگذارید کارهایی که شما باید قادر باشید پس از طی این دوره ها انجام دهید  را لیست کنیم.

 

اول - پس از شرکت در این سری از دوره ها شما باید قادر باشید دیگران را در بحث بر سر یک مسئله اقتصادی با اطلاعات و تحلیل اقتصادی تان تحت تاثیر قرار بدهید و در نهایت در چهره شان بخوانید که «واو... این بابا یک چیزهایی می داند که من نمی دانم». در محل کار، در دانشگاه، در یک مهمانی خانودگی، در تاکسی یا هم در مسیر راه، در صف نان، در کافی شاپ یا مرکز خرید، در پارتی (البته کمتر ممکن است که در یک پارتی با چنین موردی مواجه شوید و توصیه من این است که اگر در یک پارتی چنین موقعیتی پیش آمد اصلا وارد بحث اقتصادی نشوید) وقتی صحبت از گرانی، تورم، کمبود کالا، بیکاری و رکود و... می شود شما ابتدا باید بفهمید که  به چه روال و مفهوم اقتصادی ای اشاره می شود  و سپس باید بتوانید وارد بحث بشوید و با تحلیل درست مسئله، دیگران را قانع کنید که شما اقتصاد می فهمید.

دوم - شما باید آماده باشید که دوره دوم این کلاس را شروع کنید.

سوم - شما باید قادر باشید که تصمیمات مهم اقتصادی زندگی تان را بدون اینکه چشمان تان را ببندید، نیت خوب کنید و به درون دره ای تاریک بجهید بگیرید. از خودتان می پرسید چه ارزی باید بخرید؟ از خودتان می پرسید آیا باید منزل تان را الان بفروشید یا شش ماه بعدتر؟ از خودتان می پرسید آیا باید ارز بخرید یا طلا؟ از خودتان می پرسید آیا باید شغل تان را عوض کنید یا نه؟  از خودتان می پرسید چرا قیمت خانه ناگهان سر به فلک کشیده است؟ از خودتان می پرسید آیا فلان سهام را باید بخرم یا نه؟ تمام این تصمیمات را می توان با داشتن یک تحلیل اقتصادی از اوضاع به شکل بهتری اتخاذ کرد. در نهایت معلوم نیست حتما تصمیم درست را بگیرید اما شانس اینکه تصمیمی درست بگیرید را افزایش داده اید.

چهارم - این دوره به شما کمک می کند که بهتر بفهمید در آینده به چه سویی می روید. هر یک از شما در کشوری زندگی می کنید. شما مثل سرنشین کشتی ای هستید که در یک اقیانوس در حال حرکت است. این اقیانوس در وضعیت ما اقتصاد جهانی است و آن کشتی کشوری است که در آن زندگی می کنیم. اگر خبردار شوید که اقیانوس به شدت طوفانی است، می توانید مطمئن باشید که کشتی شما هم گرفتار طوفان خواهد شد.

 

چند نکته درباره این دروس مبانی

مبنای اصول علم اقتصاد منکیواقتصاد و ریاضیات به هم بسیار نزدیکند. یعنی ریاضیات ابزار مهمی در درک و گسترش اقتصاد است اما برای درک این دوره مقدماتی نیازی نیست ریاضیدان باشید. طبیعتا اگر ریاضی بدانید، کمک زیادی خواهد بود ولی اگر ریاضیات تان خوب نیست یا آنچه آموخته بودید را فراموش کرده اید نگران نباشید. ما عقل سلیم شما را مخاطب قرار خواهیم داد نه معلومات ریاضی تان را.

این دوره مقدماتی عمدتا بر مبنای اصول علم اقتصاد منکیو (1) تدوین شده است.

 

الآن میپردازیم به اولین درس این دوره:

 

اقتصاد چیست؟

واژه انگلیسی برای اقتصاد، Economics است که خود در واژه یونانی οἰκονόμος به معنای کسی که «خانوار را مدیریت می کند» ریشه دارد. این کلمه در یونانی کلمه ای مرکب است یعنی از دو واژه οἴκος به معنی خانه و νέμω به معنی مدیریت کردن یا توزیع کردن درست شده است. شناخته شده ترین تعریف از اقتصاد به این معنی را افلاطون و ارسطو به کار می برند. اگر بخواهیم دقیق تر سخن بگوییم ارسطو از فن تدبیر منزل یا خانوار سخن می گوید. این نشان می دهد که واحد اقتصادی از نظر ارسطو و یونانیان خانوار است. شاید بد نباشد بخشی از سخنانارسطو درباره تدبیر منزل را بخوانیم تا متوجه شویم علم اقتصاد چه راهی بلند و طولانی  را برای تبدیل شدن به یک علم چنان که اکنون است طی کرده است. ارسطو می گوید: «تدبیر منزل بیش از تحصیل اشیای بی جان، به افراد و بیش از فضیلت و برتری اشیا که ثروت نامیده می شود، به فضیلت انسان و بیش از اهمیت بردگان، به اهمیت افراد آزاد توجه می کند.»

ارسطو درباره تدبیر منزل را بخوانیم تا متوجه شویم علم اقتصاد چه راهی بلند و طولانی  را برای تبدیل شدن به یک علم چنان که اکنون است طی کرده است. ارسطو می گوید: «تدبیر منزل بیش از تحصیل اشیای بی جان، به افراد و بیش از فضیلت و برتری اشیا که ثروت نامیده می شود، به فضیلت انسان و بیش از اهمیت بردگان، به اهمیت افراد آزاد توجه می کند.»

آلفرد مارشال (2) اقتصاددان برجسته قرن نوزدهم در کتابش، مبانی علم اقتصاد، اقتصاد را مطالعه بشر  در مسیر عادی زندگی می خواند. او می گوید «این علم در واقع آن قسمت از مطالعه جوامع انسانی است که از دیدگاه اجتماعی رفاه مادی بشر را تامین می کند.»

آدام اسمیت (3) اقتصاد را علم ثروت می داند  و کتاب پرارزشش را نیز «تحقیقی پیرامون ماهیت و ثروت ملل» نام نهاد. دیوید ریکاردو از اقتصاد به عنوان علم توزیع ثروت نام می برد و جان استیوارت میل (4) اقتصاد را بررسی ماهیت ثروت از طریق قواعد تولید و توزیع می خواند.

لیونل رابینز (5) اقتصاددان انگلیسی اقتصاد را علم تخصیص منابع محدود می داند. رابینز می گوید اقتصاد «علمی است که به بررسی رفتار بشری به عنوان رابطه میان اهداف و وسایل محدود که می توانند استفاده دیگری نیز داشته باشند می پردازد.»

اقتصاد را معمولا در دو شاخه بررسی می کنند. اقتصاد کلان و اقتصاد خرد. اقتصاد خرد به بررسی چگونگی رفتار افراد و نوع انتخاب هایشان در اشل واحدهای خرد همچون فرد، بنگاه، یک صنعت یا بازار یک کالای خاص می پردازد. اقتصاد کلان نیز به بررسی اثرات و نمودهای کلی رفتار و عملکرد یک نظام اقتصادی می پردازد. برخی از پدیده های اقتصاد کلان را می توان چنین برشمرد: رشد یا سکون، رونق یا رکود، تورم یا ثبات قیمت ها، تغییرات نرخ ارز و... .

 

 

_________________________________________

(1)- کتاب مبانی علم اقتصاد کتاب درسی کامل و بسیار موفقی از منظر خوانندگان بوده است. در مقایسه با کتاب‌های مشابه در عین حال که دارای مطالب جدید و کاربرد بیشتری است، از اختصار نیز برخوردار است. کتاب مبانی علم اقتصاد «منکیو» گزیده‌ای از فصل‌های کتاب اصول علم اقتصاد است که در 9 بخش و 23 فصل تنظیم شده و شامل مهم‌ترین مباحث اقتصاد خرد و اقتصاد کلان است. این کتاب نه‌تنها با سرفصل‌های دروس کلیات علم اقتصاد، اصول علم اقتصاد و مبانی علم اقتصاد در رشته اقتصاد و سایر رشته‌های علوم انسانی منطبق است، بلکه شامل مباحث بیشتر، قضایای واقعی، کاربردها و سایر ابزارهای آموزشی است که با توجه به موضوع دروس قابل تدریس است. این کتاب اولین جلد از مجموعه چهار جلدی کتاب اصول علم اقتصاد پرفسور منکیو است. سایر کتاب‌های این مجموعه چهار جلدی عبارت‌اند از اقتصاد خرد، اقتصاد کلان، و اصول علم اقتصاد.

 

(2)- آلفرد مارشال اقتصاددان برجسته انگلیسی قرن نوزدهم و استاد دانشگاه کمبریج بود. او تاثیر مهمی بر علم اقتصاد گذاشت و شاگردان برجسته ای تربیت کرد که مهمترین آنان را می توان جان مینارد کینز دانست. کتاب او مبانی علم اقتصاد برای سال ها به عنوان مهمترین کتاب درسی علم اقتصاد در انگلستان تدریس می شد.

 

(3)- آدام اسمیت فیلسوف و اقتصاددان برجسته اسکاتلندی و موسس مکتب اقتصاد کلاسیک است. او را تدوین کننده مبانی سرمایه داری مدرن می دانند. او در کتابش ثروت ملل مبانی علم اقتصاد را مدون و مدل کرده است. این شاید از معروف ترین سخنان او باشد که «انسان تقریبا همیشه به یاری همنوعان خود احتیاج دارد و حساب کردن تنها روی خیرخواهی آنها امری بیهوده است. آدمی در جلب یاوری و همراهی دیگران وقتی بهتر کامیاب می شود که آنان را ذینفع سازد و آنها را قانع کند که قبول پیشنهاد او به نفع خود آنها است. این همان کاری است که فردی که مبادله معینی را پیشنهاد می کند انجام می دهد؛ معنای پیشنهادش چنین است: آنچه را که من به آن نیاز دارم به من بدهید تا من هم آنچه را شما به آن احتیاج دارید به شما بدهم. مفهوم هر معامله همین است و به همین ترتیب است که ما امروزه بیشتر خدمات و چیزهای مورد نیاز خود را از یکدیگر به دست می آوریم. این از خیرخواهی قصاب، مشروب ساز و نانوا نیست که ما بر سر میز خود شام داریم، بلکه از علاقه آنها به نفع خودشان است. ما به انسانیت و نوع دوستی آنها متوسل نمی شویم، بلکه به نفع طلبی و سودجویی آنها مراجعه می کنیم. ما از نیازمندی های خود با آنها صحبت نمی کنیم، بلکه از منافع آنها سخن می رانیم.»

 

(4)- جان استوارت میل، متولد ۲۰ مه ۱۸۰۶ و درگذشته ۸ مه ۱۸۷۳، متفکر بزرگ بریتانیایی قرن نوزدهم است. وی گذشته از آنکه نویسنده ای چیره دست بود و در زمینه منطق، نظریه شناخت، اخلاق و اقتصاد قلم می‌زد، شخصیتی فعال در عرصه سیاست به شمار می‏ آمد.

او مدتی طولانی کارمند کمپانی هند شرقی و چندی هم رئیس آن بود. در دهه ۱۸۶۰ او نماینده مجلس عوام در پارلمان بریتانیا شد و به دفاع از سیاست لیبرال در مسائل قانونگذاری و آموزشی همت نهاد. نوشته های سیاسی میل حول مسائل مربوط به حقوق و آزادی های سیاسی، حکومت پارلمانی و جایگاه و پایگاه زنان در جامعه بوده است. میل در فلسفه قائل به اصالت تجربه و اصالت سود بود. بنیانگذاران این مکتب جرمی بنتام و پدر وی جیمز میل بودند.

 

(5)- لیونل رابینز اقتصادانی است که توانسته است یکی از مشهورترین و مقبول ترین و عام ترین تعاریف درباره علم اقتصاد را ارائه نماید. در حقیقت رابینز معتقد بود رفاه مادی قادر نیست تمام مسائلی را که اقتصاددانان با آن مواجهند را توضیح دهد. برای مثال مقوله انتخاب کار به جای فراغت به همان اندازه که با رفاه مادی در ارتباط است به رفاه غیرمادی نیز مربوط می شود. بدین ترتیب رابینز اظهار می دارد تعریف مناسب از علم اقتصاد به جای تفکیک امور مادی از غیر مادی باید به مسئله کمیابی منابع بپردازد. منابعی که برای برآورده شدن نیازهای بشری به میدان کشیده می شوند.

با توجه به تعریفی که رابینز ارائه می دهد منابع مختلف، زمانی اقتصادی تلقی می شوند که کمیاب باشند. برای مثال عرضه آب و هوی پاک پیش از این- یعنی تا زمانی که این دو ماده در حکم منابعی لامتناهی تلقی می شدند- موضوعی اقتصادی نبود، ولی اکنون که ما ناگزیر در اندیشه تخصیص منابع کمیاب آب و هوای پاک هستیم رنگ اقتصادی به خود گرفته است. با این تعریف اقتصاد به عرصه هایی کشیده می شود که به طور سنتی غیر اقتصادی تلقی می شده اند، مانند روابط خانوادگی.

 

 

 

منابع:

1- دوره های آموزشی اقتصاد درسنامه: http://www.darsnameh.com

2- دانشنامه ویکی پیدیا: http://fa.wikipedia.org و http://www.wikipedia.org

3- کتاب فروشی نشر نی: http://www.nashreney.com

 

 

 

ادامه دارد...

 

آمار بازدید تارنما

نمایش تعداد مطالب
912565

ما 12 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

G+